درس هخامنشیان" بصورت شعر
این شاه با کفایت "شجاع و با عدالت
کارای خوبی کرده "کشور آباد کرده
از کارای بزرگش "یکی ساختن راهه
ضرب سکه ی طلا "تشکیل یه سپاهه
راه و سپاه وسکه هر سه بودن ضروری
کشورمون شد آباد با کارای اینجوری
دستور داد داریوش "چاپار خانه بسازن
قاصدای خوش خبر با اسباشون بتازن
دره و کوه ودشت و صحرا "هر جا که خسته بودن
اسب خسته رو بدن " تازه نفس بگیرن
این کشور با شکوه "با چنگل و دشت و کوه
اداره اش مشکل بود .کار هر کسی نبود
این داریوش عاقل برای حل مشکل
هر جا یه شهربان گذاشت با اونا ارتباط داشت
کشورما اون زمون بزرگ و هم قوی بود
مرکز این حکومت شهر تخت جمشید بود
یه ساختمون عالی "قشنگ و تماشایی
نظیر نداشت تو دنیا در طرح و معماری
اما پس از داریوش دولت ما ضعیف شد
یه آدم خلافکار به این جا حمله ور شد
کاخ بزرگ جمشید طعمه ی آتیش ها شد
زحمت های داریوش دود شد و هوا شد
اسکندر مقدونی مردم ما رو می کشت
همه غصه می خوردن کسی قصه نمی گفت
=========================
نظیر :مانند "نمونه "لنگه نداشتن
کفایت : لیاقت

:: بازدید از این مطلب : 2689
|
امتیاز مطلب : 119
|
تعداد امتیازدهندگان : 25
|
مجموع امتیاز : 25